آروشاآروشا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
آرشینآرشین، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

مادرانه ای برای دخترم

روزهای گرم تابستان

1393/4/22 14:38
223 بازدید
اشتراک گذاری

       عزیز دلم، روزهای گرم تابستان دارن میگذرن و شما هر روز بزرگتر و شیرین تر از روز قبل میشی. پنج شنبه ای که گذشت آقا جون و عزیزجون و عمه ها به همراه عمو مهدی و خانواده گلشون مهمون خونمون بودن. از اینکه خونمون شلوغ شده بود و شما می تونستی با دختر عمو و پسر عموت بازی کنی حسابی خوشحال و ذوق زده شده بودی. روز بعدش هم به دعوت باباجون و مامانی برای صرف افطار به خونشون رفتیم. دست مامانی دردنکنه، مثل همیشه کلی زحمت کشیده بودن. خاله سمیرا و دایی سهیل هم به همراه خانوادشون اونجا بودن. شما هم کلی با دختر دایی و پسر خاله و دختر خاله گلت بازی کردی. فکر کنم حسابی این دو روز بهت خوش گذشت. من هم از دیدن شادی کردن و شیطنت هات، کلی لذت بردم. شنبه ها که میرسه، دل کندن از تو و رفتن سرکار خیلی برام سخت میشه. فکر میکنم شما هم مثل من همین احساس رو داشته باشی. برای اینکه بتونم لحظات بیشتری رو در کنارت باشم، کل هفته رو به امید اومدن چهارشنبه ها منتظر می مونم. نمی دونی چقدر بخاطر داشتن فرشته مهربونی مثل شما از خدا متشکریم. هر روز که میگذره بیشتر بهت وابسته میشیم و از حضورت بیشتر لذت میبریم. این ها همه احساس های مشترکیه که من و بابا نسبت به شما داریم. محبت بوس

 

   بالاخره طلسم رو شکستم و یک روز که می خواستیم با همدیگه به حمام بریم. رنگ های انگشتی که برات تهیه کرده بودم رو هم با خودمون به حمام بردیم. برای اینکه رنگ ها با هم دیگه قاطی نشن اونها رو توی جایخی ریختم. خیلی با احتیاط بهشون دست میزدی. بعد از مدتی که با همدیگه روی دیوار حمام نقاشی کشیدیم. دیگه کم کم شروع کردی و همه جای حمام رو رنگ زدی. فکر میکردم دیگه متوجه شده باشی که نباید رنگ ها رو بخوری. اما تا ازت چشم بر میگردوندم اون ها رو توی دهنت میذاشتی. خیلی از طعمشون بدت میومد و شروع  میکردی به اه اه کردن و گاهی اوق زدن. مامانی منکه گفتم نباید اون ها رو بخوری. خدا رو شکر که رنگ ها گیاهی بودن و ضرری برات نداشتن.

 

   با بابا تصمیم گرفتیم  دیواره اوپن آشپزخونه رو کاغذ بچسبونیم، تا شما بتونی اونجا نقاشی بکشی. خیلی تجربه خوبی بود. به مامانای دیگه هم پیشنهاد میکنم اگر امکانش رو دارن حتماً اینکار رو بکنند. فکر میکنم تجربه خوبی برای بچه ها و خودتون بشه. آرام

 

شیرینی های دخترکم

 

    به آروشا میگم، مامانی اسمت چیه؟ میگه آدم، قربونت برم آدم رو از کجا آوردی. با اینکه برای شما مفهومی نداره. بهت میگم آره عزیزم معلومه که شما آدمی. عزیز دل منی. قربونت برم. بوس

 

   خیلی سعی میکنی صحبت کنی. با تکون دادن دست و سرت سعی میکنی تا چیزی رو برام تعریف کنی. بعضی روزها زنگ میزنم خونه و کلی پشت تلفن باهم حرف میزنیم.

 

   کلمه نوچ و نون رو خیلی بامزه ادا میکنی. لبات رو غنچه میکنی،  ابروهات رو توی هم میاری و خیلی غلیظ و کش داری میگی نوووووچچچچ. من هم ادای تو رو در میارم و کلی با همدیگه میخندیم. قربون اون لبها و قیافه بامزت برم. مامانی گلم، دختر عزیزم، تو برای ما خیلی عزیز و دوست داشتنی هستی. تا میتونی شاد باش و از لحظه لحظه زندگیت لذت ببر.  بغل بوس

 

 

 

پسندها (10)

نظرات (16)

لاله
22 تیر 93 17:12
این خیلی خوبه از اینکه گذاشتی رنگ کردن رو تجربه کنه خیلی خوبه و خیلی هم تاثیر مثبت داره. آروشای کوچولو رو ببوس
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون عزیزم. آره خودش هم خیلی دوست داره. البته که زود خسته میشه ولی تجربه خیلی خوبی بود.
مریم
23 تیر 93 4:17
عزززززززززززیزم.ببوسینش حسابی ما هم کاغذ چسبوندیم به در و دیوار خونه که روی کاغذ بکشه. می کشید ولی هر از گاهی هم تصمیم می گرفت فقط و فقط روی دیوار خونه بکشه
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
قربونت برم. آره من هم همش باید دنبالش برم و یادآوری کنم فقط روی این دیوار باید نقاشی بکشی.
مامان روژینا
23 تیر 93 9:11
قربونش بم که اینقد شیرین زبونه دخملی ما پس کو عکسای دخملی مامانی
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون خانومی. شما هم روژینای گلم رو بوسین.
مامی الی
23 تیر 93 10:54
عزیزم انشااله همیشه بهت خوش بگذره. رنگ بازی هم مبارکه گلم. یادم باشه وقتی آریا بزرگتر شد مارک رنگارو ازتون بپرسم سیما جان.
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون عزیزم. همچنین به شما. حتماً عزیزم.
مامان گیسو جون
23 تیر 93 17:11
سلام عزیزم امیدوارم همیشه جمعتون جمع باشه و دلتون شاد گیسو هم کوچیکتر بود منم کاغذ می چسبوندم به در و دیوار نقاشی می کرد رنگ انگشتی خیلی عالیه حیف گیسو از اول وسواسی بود دست نمی زد وای خداااااااااااا قربون اون شیرین زبونیات آروشای چشم قشنگم الهی همیشه شاهد شادی و سلامتیت باشم عروسک قشنگم هزارتا بوسسسسسسسسسسسس
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون عزیزم. شما هم به همچنین. امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشین. نظر لطفتونه گیسوی گلم رو هم ببوسین.
مامان نیلوفر
23 تیر 93 19:41
عزیزم .از دست این بچه ها با شیطنتهاشون.دخترمنم هر چی میدم دستش اول توی دهانش میکنه بعد شاید باهاش بازی کنه
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
آره واقعاً هرچقدر هم که بزرگتر میشن شیطون تر و بازیگوش تر میشن.
مامان مینوفر
25 تیر 93 8:28
سلام کار خیلی خوبی کردی که اپن و کاغذ چسبوندی برای بالا برن اعتماد به نفس بچه ها بسیار مفیده خانم میشه یه نون به ما بگی
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
من به جای آروشا به شما میگم.
ناهيد
27 تیر 93 15:31
عجب كاره باحالي كردي خيلي خوبه من هم خيلي دوست دارم بتونم با اراد نقاشي كنم ببوس آروشاي زيبا را
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون آره خیلی خوش خوبه. هم به شما خوش میگذره هم به آراد جون. روی ماهتون رو می بوسم.
مامان منصوره
30 تیر 93 10:49
ای جونم عزیزم،فدایی شیرین زبونیات،مامانی کار خوبی چسبوندن رو دیوار،ما هم همین کارو میکردیم واسه النا،ولی یاد میگیرن جاهای دیگه رو هم میکشن،رنگ انگشتی بهتره همین که با دسته بیشتر خوششون میاد،خیلی راحت پاک میشه،تو حموم هم که ببرین راحتر و بهتره،البته رنگ انگشتی رو فقط باید رو کاشی یا سرامیک استفاده کنین،ببوس آروشا جونو
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون خانومی. حتماً، اتفاقاً سعی میکنم هر وقت باهم میریم حمام رنگ انگشتی هاش رو هم ببرم. شما هم دختر گلم ببوسین.
مامان سها و نی نی کوچولو
30 تیر 93 17:46
سلام مامان خوب آروشا خدا رو شکر که همه جوره به دخمل طلا خوش میگذره امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشه التماس دعا
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
سلام عزیزم ممنون خانومی من هم متقابلاً آرزو میکنم همیشه شاد و سلامت باشین. محتاجیم به دعا
دختر آسموني
31 تیر 93 13:45
اي جانم قربون نووووووووچچچچچچچچچچچچچ گفتنش!
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون عزیزم
نسرین
12 مرداد 93 13:07
قربونت برم کوچولوی عمه
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
خدانکنه. امیدوارم همیشه ساد و سلامت باشی.
مهناز(مامان ال آی)
14 مرداد 93 18:22
آخی الهی فرشته هامون روز به روز که بزرگتر میشن بیشتر دلمونو میبرن ایشالله که همیشه خنده رو لبهاتون باشه
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون عزیزم, همچنین روی لبهای شما.
دختر آسموني
19 مرداد 93 13:20
سيما جون رنگ انگشتييييييييييي؟ نگفتي؟